تبليغاتX
...mah پیشونی

...mah پیشونی

عاشق باش اما تنها.

نمی دونم چی بزارم

توی قلبم

یه کسی داره آواز می خونه

داره آوازی از بی تو بودن می خونه

داره میگه عزیزم

تموم شد دیگه اون روز قشنگ

دیگه اون سفیدی ماه یه رنگ

آره جونم رفته دیگه عشق و امید

می خواد بزاره بره اون برگ زرد

یه دفعه داد کشیدم آخه چـــــرا؟

گفت که نپرس رفیق راه

با صدای کوچیکم گفتم ای عزیزکم

من که بی تو برگ و باری ندارم

صدای نم نم بارون و چیک چیک ناودون ندارم

من که بی تو خودمو تک و تنها میبینم

هر جا که پا میزارم تو رو اونجا میبینم

برا چی میخوای بری منو ترکم بکنی یه دفعه بزاری بری

تو کلاس نقاشی عکس دوتا قو کشیدم

قلباشون رو برای هم نگاشونم روبه رویه هم

ولی انگار با نگاهت میگی که پاکت کنم

نقش امید و رو بوم نقاشیم همه رو سیاه کنم

اون برکه ی دلواپسیم

تو رو خدا جواب بده سوال پیچ در پیچم

پشت پنجره انگار یه کسی داره که فریاد میزنه:

بـســــه بابا دیـگه نـگو

قلبمو آتیش نزن عزیزکم

می خوام برم به دشت و صحرا

سر بزارم به موج دریا

میخوام برم تا که تو منو پاکم کنی

(منم گفتم باشه اما نتونستم)

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 21:49  توسط ADEL  |