...I LOVE YOU MAH
شاید تو منو فراموشم کنی
اما من نمی تونم ...
دوستت داشتم
دوستت دارم
دوستت خواهم داشت
ای همه ی هستی من ... هستی مو ازم نگیر
فراموشم نکن
عاشق باش اما تنها.
شاید تو منو فراموشم کنی
اما من نمی تونم ...
دوستت داشتم
دوستت دارم
دوستت خواهم داشت
ای همه ی هستی من ... هستی مو ازم نگیر
فراموشم نکن

دور نشو زیاد از اینجا٬یکی اینجا چشم به راته
یکی اینجا وقتی نیستی٬نگرون یه نگاته
یه نفر هست که دو چشماش به نگاهت خیره مونده
یه نفر که وقتی نیستی گل عشقشو سوزونده
دور نشو که بی تو خونه پر دلواپسی می شه
کلبه شاد من وتو قصری از بی کسی می شه
دور نشو ستاره من آسمون تاریکه بی تو
ماه صد هزار تا قصه کهکشون تاریکه بی تو
دور نشو که وقتی نیستی عاشقت دلش می گیره
اگه چند روزی نباشی از غم و غصه می میره
کاش می دونستی که خیلی وقته مُردم
...
چه خوب بود
اگر بین من و تو
نه رودی بود نه کوهی
و نه سایه ی هیچ نا امیدی
ونه هیچ آفتاب تند سوزانی
بین ما فقط راهی بود
هموار و ساف و روشن
که قلب های ما را به هم می پیوست
و تنهاییمان یکی می شد
.........................
ولی دیگر ما را امید رفتن به چنین راهی نیست
گام هایم از رفتنی درتاریکی به ستوه آمده اند
تنم آرزوی فراموشی را دارد
اما...
افسوس که نمی تواند
ولی هنوز قلبم چون شمعی میسوزد
ومن بر این کوره راه های ناهموار
به امید دیدار تو راهی هستم.
چرا؟؟؟؟
همیشه عاشقانه آهو شکار گر ترند؟؟؟؟
مگر حرمت عشق به رهایی نیست...؟؟؟