تبليغاتX
...mah پیشونی

...mah پیشونی

عاشق باش اما تنها.

کاش می شد...

 

سلام ...

سلام قشنگیه........ سلامه خداحافظی

 

این پست واسه یه نفره که تو این مدت خیلی به من محبت داشت

یه نفر که خیلی دوسش دارم و الان هم واسه اون اپ کردم

و می خوام خاطره خوشی از من داشته باشه

هـــــــــــــــــــــــریـــــــــــا

 

با من امشب چیزی از رفتن نگو 

 نه نگو از این سفر با من نگوبا

 من به پایان میرسم از کوچ تو

با من از اغاز این مردن نگو

 کاش میشد لحظه ها را پس گرفت

 کاش میشد از تو بود و تا تو بود

کاش میشد در تو گم شد از همه

 کاش میشد تا همیشه با تو بود

کاش فردا را کسی پنهان کند

 لحظه را در لحظه سر گردان کند

 کاش ساعت را بمیراند به خواب

ماه را بر شاخه اویزان کند

میروی تا قصه را غم نامه ی تدفین گل

میروی تا واژه را باران خاکستر کنی

ثانیه تا ثانیه پلواره ی ویران شدن

میروی تا بخشی از جان مرا پرپر کنی

 دیگه چیزی ندارم که بگم فقط...

 دلم واسه همه مهربونیاتون تنگ میشه.....

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 12:38  توسط ADEL  | 

منم تنهاترین تنها

ســلام به همه

امیدوارم همه خــــــــوب باشین

ببخشید اگه من این یه مدت نبودم

اخه یه مشکلی واسم پیش اومده بود

که ممکن بود دیگه نتونم بیام تو وبم

اما حالا خدارو شکر میکنم که هستم

از همه بچه ها هم ممنونم که این قدر

به من لطف می کنن بازم میگم:من نمی دونم

لیاقــت این همه خوبی رو دارم یا نـــه؟

تو رو دوست مي‌دارم، نمي‌دانم چـرا،

شايد اين طبيعت ساده و بي‌آلايش من،

حد و مرزي براي دوست داشتن نمي‌شناسد

ولي سخــت در اين مــكتوب فـرو نـشسته‌ام،

چـــــه كـــسـي مــــرا دوســـت مـــي‌دارد؟

اي فـرشـــته نــازل شــده بــر چــــشـمانــم،

اي شــــقـــايـــق زنــدگـــــــي‌ام،

اي تـــنها ســـتـاره آسـمان قـلبـم،

اي زيباترين زيبايي‌هاي محـبت،

اي بـــهانــه خــواب شــبــهايــم،

اي تــنــها نـيـــاز زنـده بـودنــم،

اي آغـــــــــاز روز بـــــودنــم،

اي نــــيــــمه پـــنـــهـــان مــن،

و تو اي معشوقه من،تو را با تمام وجود، دوستت دارم

ومي‌پرستم

و...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 20:46  توسط ADEL  | 

نمی دونم چی بزارم

توی قلبم

یه کسی داره آواز می خونه

داره آوازی از بی تو بودن می خونه

داره میگه عزیزم

تموم شد دیگه اون روز قشنگ

دیگه اون سفیدی ماه یه رنگ

آره جونم رفته دیگه عشق و امید

می خواد بزاره بره اون برگ زرد

یه دفعه داد کشیدم آخه چـــــرا؟

گفت که نپرس رفیق راه

با صدای کوچیکم گفتم ای عزیزکم

من که بی تو برگ و باری ندارم

صدای نم نم بارون و چیک چیک ناودون ندارم

من که بی تو خودمو تک و تنها میبینم

هر جا که پا میزارم تو رو اونجا میبینم

برا چی میخوای بری منو ترکم بکنی یه دفعه بزاری بری

تو کلاس نقاشی عکس دوتا قو کشیدم

قلباشون رو برای هم نگاشونم روبه رویه هم

ولی انگار با نگاهت میگی که پاکت کنم

نقش امید و رو بوم نقاشیم همه رو سیاه کنم

اون برکه ی دلواپسیم

تو رو خدا جواب بده سوال پیچ در پیچم

پشت پنجره انگار یه کسی داره که فریاد میزنه:

بـســــه بابا دیـگه نـگو

قلبمو آتیش نزن عزیزکم

می خوام برم به دشت و صحرا

سر بزارم به موج دریا

میخوام برم تا که تو منو پاکم کنی

(منم گفتم باشه اما نتونستم)

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 21:49  توسط ADEL  | 

.............

 

سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

سلام به همه با معرفتا که من خیلی دوسشون دارم دوساما میگم خیلی گلن تک به تکشون

خب میبینم که بعضیا مثه من تو کنکور قبول نشدن اما اشکالی نداره یکسال الافیم بد نیست

اینقده خوبهههههههههههههههه

دفه بعد رتبه اول میشید(البته از آخر)

راستی بعضیام که اول مهر باید برن مدرسه

واییییییییییییییییییییییییییییی یادمه هر وقت این موقه ها میشد من یه جورایی عزا میگرفتم اخه من به اول مهر آلرژی دارم

به خاطر همینم همیشه دوم مهر میرفتم مدرسه

البته شوخی میکنم(نه اصلانم شوخی نمیکنم)

موفق باشین همه دوستام

نمیدونم من لیاقت این همه مهربونی رو دارم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟

اما اینو بدونید خیلی دوستون دارم

راستی دوتا عکس گذاشتم

می خواستم تفاوتشون رو بهتون نشون بدم خودتون می فهمید      

  

  

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 18:7  توسط ADEL  | 

... I LOVE U MAH

این شعر قشنگ گوگوش جونم تقدیم به تو که خیلی  ...mahپیشونی هستی

توی گسترده رویا ای سوار اسب ابلق

دنبال کدوم مسیری توی تاریکی مطلق

ای به رویا سرسپرده با تو ام ای همه خوبی

راهی کدومی دیاری اخه با این اسب چوبی

با توام ای که تو فکرت با هر عشقو با هر اسمی

رهسپار فتح قلبه ماه پیشونی طلسمی

توی دستای نجیبت عکس ماه پیشونی داری

واسه پیدا کردن جاش دنیارو نشونی داری

ماه پیشونی تو قصه فکر بیداری تو خوابه

خورشید هفت اسمون نیست عکس خورشید توی ابه

از خوابه قصه بلند شو اسب چوبیتو رها کن

ماه پیشونی مال قصه ست مرد من منو صدا کن

اگه از افسانه دورم اگه ماه پیشونی نیستم

اگه با زمین غریبه اگه اسمونی نیستم

واسه خواب خستگی هات مثل یک قصه لطیفم

به صداقت تو مومن مثل قلب تو شریفم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 13:1  توسط ADEL  | 

خیلی سخته...

خیلی سخته که تو چشاش نگاه کنی اما بدونی که برای تو نیست

خیلی سخته وقتی باهاش حرف میزنی بدونی که چشمش به

توست اما قلبش جای دیگه.

خیلی سخته که بخوای قصه تنهایی تو براش بگی تا اونم دلداریت بده

اما از ترس اینکه بهت نخنده هزار بار تو خودت بشکنی

خیلی سخته وقتی آرزو داری دستاشو لمس کنی ببینی که دست

دیگری جای خالی انگشتاشو پر کرده

خیلی سخته شبا با یاد چشماش غرق در اشک پلکاتو روی هم بذاری

آره همه ی اینا سخته و سخت تر از همه اون موقعی بود که

زیر بارون بهش گفتی دوست دارم و اونم برای لحظه ای توی چشمای بارونیت

نگاه کرد و با یه پوزخند از کنارت گذشت...!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 15:9  توسط ADEL  | 

قطره

 

قطره  را پرسیدند آرزویت چیست؟    گفت به هم پیوستن و جویبار شدن

جویبار را پرسیدند آرزویت چیست؟       گفت به هم پیوستن و رود شدن

رود  را پرسیدند آرزویت چیست؟    گفت به دریا پیوستن و دریا شدن

دریا  را پرسیدند آرزویت چیست؟                  گفت هیچ...

 

ولی کاش قطره ای بودم در کنار گلی بی خبر از همه جا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 20:27  توسط ADEL  | 

غروب

 

غروب هنگام که می شود سرا پای وجودم را غم فرا میگیرد و می دانم که بعد از غروب تاریکی شب را با خود می آورد و 

قار قار کلاغان غروب را بی نشاط تر و دلگیر تر می کند و درد های تنهایی دلم خشم خود را بر پا می سازد.

نمی دانم می خواهم دل ازاین تنهایی بزدایم ولی چگونه!!! نمیدانم!!! نمیدانم شاید هم صدایم بی صدا شده و انگار با همه چیز نا آشنا شدم

 

چـــــــــرا تنهایـــــی؟؟؟؟

 

خدایا کاش مرا از یخ می افریدی که با اولین اشعه ی خورشید اب شوم و دیگر تنهایی را در غروب حس نکنم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 11:17  توسط ADEL  | 

دلم شکستست!!!

تنهایی

ای دل تنها چیه چشم انتظاری       باز یه لحظه یه دم آروم نداری

مثل زمستون تو حسرت بهاری        باز عشقت خیمه زد رو خونم

باز یادت آتیش زد به آشیونم         باز بی تو باید تــنــها بمونـــــم

بیا سکوت لبهات هنوز حرمت خونـســت

پرنده ی دل من هنوز بی آشیونـســت

بیا پر از امیده هنوز این دل خسته

هنوز به پای چشمات پای عشقت نشسته

+ نوشته شده در  شنبه 7 مرداد1385ساعت 11:39  توسط ADEL  | 

...I LOVE YOU MAH

شاید تو منو فراموشم کنی

                                                

اما من نمی تونم ...

 

 دوستت داشتم                                                

دوستت دارم                           

         دوستت خواهم داشت  

 

                               ای همه ی هستی من ... هستی مو ازم نگیر 

 

فراموشم نکن           

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 تیر1385ساعت 23:53  توسط ADEL  |